عبد الرزاق اللاهيجي

43

گوهر مراد ( فارسى )

انديشه‌اى است از صحّت و استقامت به غايت دور ، چه اعتماد بر شهرت و تسليم در مقدمات دليل رجوع به تقليد است ، بلكه اكتفا به تقليد محض به سلامت نزديكتر و از فتنهء ضلالت دور تر . و اين طريقه در اسلام به سبب آن شيوع يافت كه مردم ائمّه دين را كه خداى تعالى به جهت هدايت عباد و محافظت بلاد اختيار نموده ، ضايع و مهمل گذاشته ؛ نصرت و پيروى خلفاى جور و ائمه ضلال نمودند . و اين مسلّطين « 1 » جاير به سبب جهلى كه داشتند در تمشيت امور خود محتاج شدند به تربيت اين طبقه علما كه در حقيقت جهّال و ارباب ضلال‌اند و به حمايت ايشان اين طريقه ، مسلّم اهل اسلام گشت . و اين كلام متأخرين است و اين صناعتى است كه قسيم حكمت است و با حكمت در موضوع و غايت ، مشارك و در مبادى و مقدمات ادلّه و قياسات ، مخالف . و در تعريف كلام متأخرين گفته‌اند : كه علم است به احوال موجودات بر نهج قوانين شرع . و به اين قيد اخير احتراز نموده‌اند از علم حكمت ، چه موافقت قوانين شرع يعنى بناى ادلّه بر مقدمات مسلّمه و مشهوره ميان اهل شرع ، در مفهوم حكمت معتبر نيست ؛ چه مشهورات و مسلمات لازم نيست كه يقينيات باشند ، پس اگر به حسب اتفاق يقينى باشد آن را از اين حيثيت بكاربرند و الّا ظنيّات را در مسائل علميّه معتبر ندانند . و جماعتى كثير از جهّال كه به صورت علماء برآمده‌اند ، از اين قيد غلط كرده‌اند و يا دانسته بر ساده‌لوحان مغلطه نموده كه در مفهوم حكمت مخالفت قوانين شرع معتبر است ، و به اين سبب مذمّت حكمت در ميان مسلمانان رواج يافته و از آنچه گفتيم روشن شد كه مراد از آن قيد چيست و نيز روشن شد كه طريق تحصيل معرفت به نوعى كه مشوب به تقليد نبود منحصر در طريقهء برهان است و بناى دلايل بر مقدّمات يقينيّه خواه حكمت نام نهند « 2 » و خواه كلام . و از

--> ( 1 ) الف : سلاطين . ( 2 ) ب ، ج : كنند .